تبلیغات
قـــــــــــــــرارمــــون یادت نـــــــــــــــره... قـــــــــــــــرارمــــون یادت نـــــــــــــــره...
11:47 ب.ظ    Hello












طبقه بندی: درد و دل،
برچسب ها: فراموش، دلتنگ، عکس سیاه و سفید،
دوشنبه 25 دی 1391 به قلم: Najme
08:02 ب.ظ    خواجه عبدالله انصاری



جمعه 19 تیر 1394 به قلم: Najme
12:31 ب.ظ    چند لحظه تامل






یکشنبه 14 تیر 1394 به قلم: Najme
07:34 ب.ظ    توبه بیجا

گفته بودم كه اگر بوسه دهی توبه كنم

كه دگر بار از اینگونه خطاها نكنم

بوسه را داد چو برداشت لبش از لب من

توبه كردم كه دگر توبه بیجا نكنم




یکشنبه 3 اسفند 1393 به قلم: Najme
06:18 ب.ظ    نقاشی
نقاش مشهوری درحال اتمام نقاشی اش بود. آن نقاشی بطورباورنکردنی زیبا بود و میبایست در مراسم ازدواج شاهزاده خانمی نمایش داده میشد.
نقاش آنچنان غرق هیجان ناشی از نقاشی اش بود که ناخودآگاه در حالیکه آن نقاشی را تحسین میکرد، چند قدم به طرف عقب رفت. نقاش هنگام عقب رفتن پشتش را نگاه نکرد که یک قدم به لبه پرتگاه ساختمان بلندش فاصله دارد.شخصی متوجه شد که نقاش چه میکند .میخواست فریاد بزند،اما ممکن بود نقاش بر حسب ترس غافلگیر شود و یک قدم به عقب برود و نابود شود،مرد به سرعت قلم مویی رابرداشت و روی آن نقاشی زیبا را خط خطی کرد.نقاش که این صحنه را دید باسرعت و عصبانیت تمام جلو آمد تا آن مرد را بزند.اما آن مرد تمام جریان را که شاهدش بود را برایش تعریف کرد که چگونه در حال سقوط بود.

براستی گاهی آینده مان را بسیار زیبا ترسیم میکنیم، اما گویا خالق هستی میبیند چه خطری در مقابل ماست و نقاشی زیبای مارا خراب میکند
گاهی اوقات از آنچه زندگی بر سرمان آورده ناراحت میشویم
اما یک مطلب را هرگز فراموش نکنیم:
"خالق هستی همیشه بهترین ها را برایمان مهیا کرده است.



یکشنبه 5 بهمن 1393 به قلم: Najme
09:33 ب.ظ    خانه ی خوب خدا!
پیش از اینها فکر می‌کردم خدا
خانه‌ای دارد کنار ابرها

مثل قصر پادشاه قصه‌ها
خشتی از الماس و خشتی از طلا

پایه‌های برجش از عاج و بلور
بر سر تختی نشسته با غرور

ماه ، برق کوچکی از تاج او
هر ستاره، پولکی از تاج او

اطلس پیراهن او، آسمان
نقش روی دامن او، کهکشان

رعد و برق شب، طنین خنده‌اش
سیل و توفان ، نعره توفنده‌اش

دکمه پیراهن او، آفتاب
برق تیغ خنجر او، ماهتاب

هیچکس از جای او آگاه نیست
هیچکس را در حضورش راه نیست

پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویر بود

آن خدا بی‌رحم بود و خشمگین
خانه‌اش در آسمان، دور از زمین

بود، اما میان ما نبود
مهربان و ساده و زیبا نبود

در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت

هرچه می پرسیدم، از خود، از خدا
از زمین، از آسمان، از ابرها

زود می‌گفتند: این کار خداست
پرس و جو از کار او کاری خطاست

هرچه می‌پرسی، جوابش آتش است
آب اگر خوردی، عذابش آتش است

تا ببندی چشم، کورت می‌کند
تا شدی نزدیک، دورت می‌کند

کج گشودی دست، سنگت می‌کند
کج نهادی پای، لنگت می‌کند

تا خطا کردی، عذابت می‌کند
در میان آتش، آبت می‌کند

باهمین قصه، دلم مشغول بود
خوابهایم خواب دیو و غول بود

خواب می‌دیدم که غرق آتشم
در دهان شعله‌های سرکشم

در دهان اژدهایی خشمگین
بر سرم باران گرز آتشین

محو می‌شد نعرهایم، بی صدا
در طنین خنده‌ی خشم خدا ...

نیت من، در نماز و در دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا

هرچه می‌کردم همه از ترس بود
مثل از بر کردن یک درس بود

سخت، مثل حل صدها مسئله
تلخ، مثل خنده‌ای بی‌حوصله

مثل تکلیف ریاضی سخت بود
مثل صرف فعل ماضی سخت بود

تا که یک شب دست در دست پدر
راه افتادم به قصد یک سفر

درمیان راه، در یک روستا
خانه‌ای دیدیم‌، خوب و آشنا

زود پرسیدم: پدر، اینجا کجاست ؟
گفت: اینجا خانه‌ی خوب خداست



چهارشنبه 5 شهریور 1393 به قلم: Najme
01:45 ب.ظ    خیانت






یکشنبه 5 مرداد 1393 به قلم: Najme
10:11 ق.ظ    روز مادر مبارک!


مادرم ای بهتر از فصل بهار

مادرم روشن تر از هر چشمه سار

مادرم ای عطر ناب زندگی

مادرم ای شعله ی بخشندگی

مادرم ای حوری هفت آسمان

مادرم ای نام خوب و جاودان

مادرم ای حس خوب عاشقی

مادرم خوشتر ز عطر رازقی

مادرم ای مایه ی آرامشم

مادرم ای واژه ی آسایشم

مادرم ای جاودان در قلب من

مادرم ای صاحب این جسم و تن

مادرم می خواهمت تا فصل دور

مادرم پاینده باشی پر غرور

مادرم روزت مبارک ناز من

مادرم تنها تویی آواز من






برچسب ها: مادر، روز مادر، شعر درباره مادر، عکس مادر،
یکشنبه 31 فروردین 1393 به قلم: Najme
02:13 ب.ظ    نوروز مبارک
ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که کردی مرواد از یادت
در شگفتم که در این مدت ایام فراق
برگرفتی ز حریفان دل و دل می‌دادت
برسان بندگی دختر رز گو به درآی
که دم و همت ما کرد ز بند آزادت
شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست
جای غم باد مر آن دل که نخواهد شادت
شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت
بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت
چشم بد دور کز آن تفرقه‌ات بازآورد
طالع نامور و دولت مادرزادت
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح
ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت





جمعه 1 فروردین 1393 به قلم: Najme
12:25 ب.ظ    شعر طنز روز مهندس


گرفتم بعد عمری مدرکی چند و اینجانب شدم حالا مهندس

 ندانستم که ریزد از چپ و راست ! ز پایین و از آن بالا مهندس

غضنفر گاری اش را هول نمیداد! دِ یالا هول بده یالا  مهندس

تقی هم چونه میزد کنج بازار ! نمی ارزه واسم والا مهندس!

به مرد قهوه چی میگفت اصغر !دو تا چایی قند پهلو مهندس

 شنیدم کودکی میگفت در ده !به مردی با چپق خالو مهندس

ز جنب دکه ای بگذشت مردی !صدا آمد ” آب آلبالو مهندس “

 خلاصه میخورد خون جماعت !همیشه بدتر از زالو مهندس !

 شنیدم با تشر میگفت معمار !به آن وردست حمالش مهندس

همین مانده که از فردا بگویند !به گوساله و امثالش مهندس

یهو یاد سکینه کردم ای داد !فدای آن لب و خالش مهندس

شنیدم که عمل کرده دماغش  خبر داری از احوالش مهندس؟!

 شنیدم بعد تنظیمات بینی !بهش میگن همه خانوم مهندس

 شنیدم بچه زاییده دوباره بگو هشتا کمه خانوم مهندس!؟

سرت رو درد آوردم من مهندس !سخن از هر دری اومد مهندس

 یکی سیگار میخواد اون سمت دکه !برو که مشتری اومد مهندس !




دوشنبه 5 اسفند 1392 به قلم: Najme
12:50 ب.ظ    ارزش دوست
http://www.persianjok.ir/up/50531b6b3ec20bbc772fac91c2683c17.jpg



جمعه 25 بهمن 1392 به قلم: Najme
12:36 ب.ظ    کاریکاتور ولنتاین



http://khabareno.com/files/fa/news/1392/11/20/181548_777.jpg



چهارشنبه 23 بهمن 1392 به قلم: Najme
12:44 ب.ظ    کادوی ولنتاین پسرا به دخترا
http://www.daneshju-club.com/up/uploads/1328367372.jpg



سه شنبه 22 بهمن 1392 به قلم: Najme
05:31 ب.ظ    بدون شرح...!






یکشنبه 22 دی 1392 به قلم: Najme
04:09 ب.ظ    گلدونت برات میمیره

یه مرد خسته 

گل من گوش کن عزیزم گلدونت برات می خونه
تو کدوم باغ قشنگی ریشه هات زده جوونه
می دونم وسعت گلدون واسه تو کوچیک و تنگ بود
با تموم سادگیهاش واسه من اما قشنگ بود
گل من رفتی و گلدون می خونه برات عروسک
تو به آرزوت رسیدی باغ خوشبختی مبارک
اما گاهی من می ترسم که تو اونجا خوش نباشی
نکنه غصه بیاد و گل من پژمرده باشی
گل من خبر نداری دل گلدونت می گیره
اگه تو پژمرده باشی گلدونت برات می میره
گل من نگو که اونجا دل تو برام میگیره
گل من نگو شکستی گلدونت برات بمیره
نکنه لگد شه ساقه ات زیر پای هر غریبه
ساده دل نباش گل من که دنیا پر از فریبه
نکنه یه وقت شکستی آخ داره اشکام می ریزه
(2)نمی دونی خاطر تو واسه من چقدر عزیزه

گل من خبر نداری دل گلدونت می گیره
اگه تو پژمرده باشی گلدونت برات می میره
گل من نگو که اونجا دل تو برام میگیره
گل من نگو شکستی گلدونت برات بمیره
گل من خبر نداری دل گلدونت می گیره
اگه تو پژمرده باشی گلدونت برات می میره
گل من نگو که اونجا دل تو برام میگیره
گل من نگو شکستی گلدونت برات بمیره
گل من خبر نداری دل گلدونت می گیره
اگه تو پژمرده باشی گلدونت برات می میره
گل من نگو که اونجا دل تو برام میگیره
گل من نگو شکستی گلدونت برات بمیره
گل من خبر نداری دل گلدونت می گیره
اگه تو پژمرده باشی گلدونت برات می میره
گل من نگو که اونجا دل تو برام میگیره
گل من نگو شکستی گلدونت برات بمیره




پنجشنبه 21 آذر 1392 به قلم: Najme
08:04 ب.ظ    کاش چون پاییز بودم


کاش چون پاییز بودم

کاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم.
برگهای آرزوهایم , یکایک زرد می شد,
آفتاب دیدگانم سرد می شد,
آسمان سینه ام پر درد می شد
ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد
اشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد.
وه ... چه زیبا بود, اگر پاییز بودم,
وحشی و پر شور ورنگ آمیز بودم,
شاعری در چشم من میخواند ...شعری آسمانی
در کنارم قلب عاشق شعله می زد,
در شرار آتش دردی نهانی.
نغمه ی من ...
همچو آواری نسیم پر شکسته
عطر غم می ریخت بر دلهای خسته.
پیش رویم :
چهره تلخ زمستان جوانی
پشت سر :
آشوب تابستان عشقی ناگهانی
سینه ام :
منزلگه اندوه و درد وبد گمانی.
کاش چون پاییز بودم

                                     ( فروغ فرخزاد)



برچسب ها: پاییز، عکس پاییزی، شعر درباره پاییز، فروغ فرخزاد،
جمعه 10 آبان 1392 به قلم: Najme
09:55 ب.ظ    نم نم باران
نم نم باران به شیشه میخور

برگها دانه دانه به زمین می افتد

سرما یواش یواش خودش را جا می کند

و اینها همه می گویند

پاییز دوباره و دوباره تکــرار می شود ... !





چهارشنبه 27 شهریور 1392 به قلم: Najme
11:26 ب.ظ    نامه ی خدا

 نامه ای از سوی پروردگار به همه انسان ها   

سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را رها کرد ه‌ام و نه با تو دشمنی کرده‌ام

( ضحی 1-2)

 افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را به سخره گرفتی.

(یس 30)

 و هیچ پیامی از پیام هایم به تو نرسید مگر از آن روی گردانیدی.

 (انعام 4) 

 و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام

 (انبیا 87) 

 و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان متوهم شدی که گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری.

(یونس 24)  

و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری  

(حج 73)  

پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند و تمام وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی .

 ( احزاب 10) 

تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربانترینم در بازگشتن.

(توبه 118) 

وقتی در تاریکی ها مرا به زاری خواندی که اگر تو را برهانم با من می‌مانی، تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی .

(انعام 63-64)  

این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید از من ناامید شده‌ای.

(اسرا 83)  

آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟

 (سوره شرح 2-3) 

غیر از من خدایی که برایت خدایی کرده است ؟

 (اعراف 59)

پس کجا می روی؟

 (تکویر26)

 پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟

(مرسلات 50)

چه چیز جز بخشندگی ام باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟

 (انفطار 6)  

مرا به یاد می آوری ؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنندو ابرها را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطره ای باران از خلال آن ها بیرون آید و به خواست من به تو اصابت کند تا تو فقط لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود.

 (روم 48) 

 من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد ، و در شب روحت را در خواب به تمامی بازمی ستانم تا به آن آرامش دهم و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که به سویم بازگردی به این کار ادامه می دهم.

(انعام 60)

 من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت می‌دهم.

 (قریش 3)

 برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگر با هم باشیم.

(فجر 28-29)  

تا یک بار دیگه دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم.

(مائده 54)




چهارشنبه 9 مرداد 1392 به قلم: Najme
11:18 ب.ظ    دنیای عجیبی شده
دنیای عجیبی شده است . . .

برای دروغ هایمان ،

خدا را قسم میخوریم ،

و به حرف راست که میرسیم ؛



می شود جان ِ تــو . . .




چهارشنبه 9 مرداد 1392 به قلم: Najme
11:57 ب.ظ    رمضان

جملات زیبا گیله مرد

صحبت از گرمای هوا بود که به ماه رمضان رسید ...

* امسال روزه می گیری؟

+ اگر خدا بخواهد ...

* من هم می گیرم، ولی کدام پزشک این همه سختی را برای بدن تایید می کند؟

+ همان که وقتی همه پزشکان جوابت کردند ، برایت معجزه می کند !




چهارشنبه 19 تیر 1392 به قلم: Najme
10:04 ق.ظ    دیوار


گـــاهی بـاید به دور خـود یک دیــوار تنهایی کشید

نـه بـرای اینکه دیگران را از خـودت دور کنی نه….

بلکـه بـرای اینکه ببینی برای چه کسانی اهمیت داری که این دیوار را بشکنند!




پنجشنبه 6 تیر 1392 به قلم: Najme
11:31 ق.ظ    سکوت


گاهی حرف نزدن

از نداشتن ِ حرف نیست

از داشتن حرفِ زیاد است !

پس وقتی می بینی سکوت کردم صحبت نکنی سنگین تری!




چهارشنبه 5 تیر 1392 به قلم: Najme
08:01 ب.ظ    برگرد

ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺷﻮ ﺑﻪ ﺑﻠﮏ ﻟﯿﺴﺖ ﮔﻮﺷﯿﻢ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺩﺍﺩﻡ ﭼﻨﺪ ﻣﺎﻫﯽ ﻣﯿﮕﺬﺭﻩ

ﺷﯿﺶ ﻫﻔﺖ ﺗﺎ ﺍﺱ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭼﻨﺪ ﻫﻔﺘﻪ ﺑﻌﺪ ﺧﻮﻧﺪﻣﺸﻮﻥ

ﺍﻭﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺯ ﺩﺳﺘش ﻋﺎﺻﯽ ﺑﻮﺩﻡ. ﻭﺍﻗﻌﺎً ﺍﺫﯾﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩ

ﯾﻪ ﺷﺐ ﺑﺎ ﯾﻪ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺱ ﺩﺍﺩ ﺑﺮﺍ ﻫﻤﯿﻦ ﻧﺮﻓﺖ ﺗﻮ ﺑﻠﮏ ﻟﯿﺴﺘﻢ

ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﮐﻪ ﺍﮔﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺱ ﻧﺪﻡ ﺑﻬﺖ، ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﮕﻮ.ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻌﻄﻠﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻡ ﻭ

ﻫﻤﻮﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﻭ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﺵ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻡ ﭼﻮﻥ ﻭﺍﻗﻌﺎً ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺍﺱ ﺍﻡ اﺳﺎﺷﻮ ﺑﺒﯿﻨﻢ

ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺱ ﻧﺪﺍﺩ  :(

ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﺍﺻﻼً چیشد ﮐﻪ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭ ﺷﺪ. ﺩﯾﮕﻪ ﺳﺮﺍﻏﻤﻮ ﻧﮕﺮﻓﺖ

ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻧﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﻢ

ﺑﻪ ﻫﺮﺣﺎﻝ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺱ ﺍﻡ اﺱ ﻫﺎﺵ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ

ﺍﮔﻪ ﺍﻻﻥ ﺍﯾﻨﺎﺭﻭ ﻣﯿﺨﻮﻧﯽ، ﺍﺯﺕ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺷﺎﻧﺲ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻬﻢ ﺑﺪﯼ

ﻗﻮﻝ ﻣﯿﺪﻡ ﺑﭽﻪﯼﺧﻮﺑﯽ ﺑﺸﻢ

بقیش ادامه مطلب...


ادامه مطلب

چهارشنبه 22 خرداد 1392 به قلم: Najme
07:37 ب.ظ    گاهی از من یاد کن...

مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم

با خیال او ولی تنهای تنها میروم

در جوابم شاید او حتی نگوید “کیستی ؟”

شاید او حتی بگوید “لایق من نیستی”

مینویسم من که عمری با خیالت زیستم

گاهی از من یاد کن ، حالا که دیگر نیستم





برچسب ها: تنهایی، دلنوشته، اس ام اس تنهایی، عاشقانه، متن ادبی،
پنجشنبه 2 خرداد 1392 به قلم: Najme
07:55 ب.ظ    بدون شرح
سلام
نمیدونم چ پستی بذارم دیگه از کپی پیست خسته شدم
حالمم خوب نیست
شاید دیگه نیام

وااااااااای چ زندگی مزخرفی ...
دلم میخواد بمیرم....




پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392 به قلم: Najme
06:03 ب.ظ    حسین پناهی
یکشنبه 1 اردیبهشت 1392 به قلم: Najme
05:14 ب.ظ    عاشقی

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید:

چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟

چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟

اما افسوس که هیچ کس نبود ...

همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ...

آری با تو هستم ...!

با تویی که از کنارم گذشتی...

و حتی یک بار هم نپرسیدی،

چرا چشمهایم همیشه بارانی است...!!






طبقه بندی: عاشقانه،
برچسب ها: دلنوشته، دلتنگی، غمگین، عاشقانه، متن ادبی، نگاه غمگین،
دوشنبه 12 فروردین 1392 به قلم: Najme
04:21 ب.ظ    دخترک

 

روسریت را درست ببند لباسهایت پوشیده باشد


 آرایش نکن
 
حتی اگر راه دارد زیبا هم نباش!

 دخترک...

پنهان کن خویش را اینجا ایران است

 دخترک...

 در دانشگاه هزاران خواستگار داری اما خواستار یک شبند!
 
در خیابان هزاران راننده شخصی داری اما مقصد همه مکان خالیست و بس...!

 کمی نگاه کن در میان دوستانت برادرها داری باور می کنی؟!
 
روی خوش نشان بده تا ببینی این برادرها چگونه هم خوابت خواهند شد!

 دخترک...

 روز به روز میترسی

آزرده خاطر میشوی کمی که فکر کنی لرزه بر تنت مینشیند از دید مردم اینجا...!
 
زشت باشی هرزه ای!

 اگر زیبا فاحشه!

اگر اجتماعی برخورد کنی خراب!
 
و اگر سرد باشی می گویند قیمتش بالاست!

 دخترک...

اینجا زن بودن دل شیر میخواهد

 باید مرد باشی اگر بخواهی زن باشی!

زن بودن یعنی:

 زیبا بودن،

زیبا حرف زدن،

زیبا نگاه کردن

زیبا خندیدن،

زیبا محبت کردن
و
زیبا وفادار ماندن
 
اما چه کنم...

 ذهن آزرده ات پر است از صدای بوق و سوت و تکیه کلامهای هوسناک
 
پر است از ترس از خانه بیرون آمدن

 ترس از اعتماد و تکیه به یک مرد


 زن که باشی فکرت می شود همینها
 آری اینجا ایران است...!!!



برچسب ها: دخترانه، عاشقانه، دلنوشته، دلتنگی،
شنبه 10 فروردین 1392 به قلم: Najme
10:01 ب.ظ    نوروزت مبارک
سال تحویل شد و من

تمام دل تنگی هایم را

به جای تو ...

در آغوش می کشم ...

چقدر جایت خالیست.........

نیستی که بهت بگم :

** عشق من نوروزت مبارک **






برچسب ها: سال تحویل، نوروز، دلتنگی، عاشقانه،
شنبه 3 فروردین 1392 به قلم: Najme
11:36 ق.ظ    سال نو مبارک

سالی در راه است

سالی پر برکت

سالی که اگر خواهی

نیست در آن حسرت

برف ها آب شدند

غصه ها از ما دور

یک دل خوش دارم

که شده سنگ صبور

تو در این خانه تکانی بتکان

هر چه از درد حکایت میکرد

بگذار پاک شوی از غم ها

خالی شوی از دوده ی درد




چهارشنبه 30 اسفند 1391 به قلم: Najme
11:19 ق.ظ    سال عشق

sms و پیامک و مسیج برای عید نوروز

   وقتی كه سال عشق تحویل می شود                               

در من هر آنچه غیر غیر تو تعطیل می شود

 یكباره با نگاه تو شیطان بد سرشت                                

  تغییر چهره داد و جبریل می شود                               

 با هر جوانه ای كه دل عشق می زند                                

  یك سوره از نگاه تو ترتیل می شود                               

  از شهر دل بریده و برنو به دست مرد                               

   از نو سوار غیرتی ایل می شود                              

   ساعت حدود بغض و سكوت است انتظار                              

   با گریه سال عشق تو تحویل می شود                              






چهارشنبه 30 اسفند 1391 به قلم: Najme

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3